شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
256
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
ذكر پادشاهى اردشير بن بابك « 1 » جم شير دل ، شهريار دلير * خداوند گنج و سپاه اردشير بلند اخترى بود فرخندهبخت * سزاوار تاج و سزاوار تخت گه بزم دستش زر انداختى * گه رزم تيغش سر انداختى اردشير بن بابك ، نبيره ساسان بن بهمن بن اسفنديار بن گشتاسب است . ائمه تاريخ گويند از ملوك چهارگانه كه ربع مسكون را در تحت تصرف آوردند و پنج نوبت در شش جهت اقاليم سبعه زدند ؛ يكى او بود و چون ذكر شجره انساب او سر به اطناب مىكشيد ، حالى بر اين مقدار اختصار افتاد و او در عهد شاه اردوان اصطخر را گرفت « 2 » و بهسبب آنكه تختگاه پدرش بود ، آنجا مقام ساخت و خوابى كه بابك ديد و تعبير آن از معبران پرسيد ، گفتند كه ترا فرزندى آيد كه حكم او در اقطار زمين نافذ گردد ، درست و راست آمد . و او را جهت اقدام به تهور و تنمر به ساسان كه جد او بود نسبت كردندى ، چنان كه روزى تنها با چند مبارز بر در اصطخر به محاربت قيام نمود « 3 » و همه را منهزم گردانيد و سوگند خورد كه از تخمه ملوك طوايف يك تن زنده نگذارد . و موكد اين حكايت آن است كه دختر شاه اردوان بعد از ايام واقعه پدر در زمره پرستاران خانه اردشير منتظم بود « 4 » و هيچكس بر آن حال اطلاع نداشت . روزى نظر اردشير بر وى افتاد ، صورتى ديد كه قلم ابداع مثل او بر لوح ايجاد رقم نكرده بود و نقاش قدرت ، مانند او بر ديباچه
--> ( 1 ) - ج : + و احوال او . ( 2 ) - ج : + و احوال او . ( 3 ) - ج : نمودى . ( 4 ) - ب و ج : شد .